تبلیغات
بیگانگان باستانی - مطالب بیگانگان باستانی: فصل 2 - قسمت 1
تاریخ : 13 مهر 91
نویسنده : موسوی
 


Ancient Aliens



بیگانگان باستانی

---------------------------------------------------------
فصل دوم / قسمت اول
---------------------------------------------------------
مكانهای اسرارآمیز
---------------------------------------------------------
مترجم: الهام كاشی / تنظیم: سید حسن موسوی
---------------------------------------------------------

:: این قسمت در 6 صفحه و 134 تصویر تقدیم شما عزیزان میگردد ::

مکانهای خاصی در سراسر دنیا، قرنهاست که موجب سرگردانی دانشمندان و محققان شده‌اند. مکانهایی با نامهایی چون: «حوزه سکوت»، «دروازه خدایان» و «مثلث برمودا». بازدیدکنندگان این مکانهای اسرارآمیز، بر این باورند که ما در گذشته مورد ملاقات «موجودات فضایی» واقع شده‌ایم. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد چه؟ آیا «غریبه‌های باستانی» حقیقتا به ما در شکل دادن جهانمان کمک کرده‌اند؟ اگر چنین بوده باشد، آیا تمرکز آنها بر روی مکانهایی معین بوده است؟ آیا درک بهتری از «سرکشی غریبه‌های باستانی»، میتواند قفل معماهایی را که در ورای برخی از اسرارآمیزترین مکانهای دنیاست بگشاید؟


***
احتمالا مشهورترین و یا شوم‌ترین مکان اسرارآمیز جهان، «مثلث برمودا» است. قرنهاست که این پهنه اقیانوس، که بیش از 500،000 مایل مربع را در پوشش خود دارد و در مکانی بین «میامی»، «پورتوریکو» و «برمودا» (تصویر 1) واقع شده، موجب پریشانی دانشمندان، قایقرانان باتجربه و حتی کاوشگران ارتشی شده است.

Philip Coppens
هواپیماها ناپدید میشوند، انواع متفاوتی از نورهای عجیب دیده شده، اتفاقهایی خیلی عجیب، همه در این گوشه تنگ اقیانوس اطلس جمع شده‌اند.

Michael Bara
کشتیها کاملا خالی پیدا میشوند. بدون هیچ علامتی از درگیری و فقط همه خدمه ناپدید شده‌اند.

Gian J. Quasar
این چیزیست که کاملا حقیقت دارد. در مدارک موجود هست که همه رفته‌اند؛ آنهم در یک هوای عادی. این برای من یک پدیده فوق طبیعی نیست. بلکه چیزیست که هنوز توضیحی برای آن نیست.

چه چیزی باعث شده است که کشتیها و هواپیماها بدون هیچ ردی، ناپدید شوند؟ چرا تجهیزات هوانوردی و جهت‌یابی از کار می‌افتند و یا سرعتشان خود به خود تغییر میکند؟ اسناد تاریخی کشتیها نشان میدهد که معماهای «مثلث برمودا» بسیار قدیمیتر است از آنچه که بسیاری از مردم فکر میکنند. از اولین روزهای سیاحی بر اقیانوس، ملوانان شاهد جلوه‌های عجیبی بوده‌اند.

Jason Martell
واقعا، توجه نسبت به «مثلث برمودا» با «کریستوفر کلومبوس» شروع شد (تصویر 2). با حساسیت در جهت‌یابی و بسیار قابل احترام بودنش به عنوان یک ملوان، سفرنامه‌اش، «دنیای جدید» (آمریکا) را بسیار روشن توصیف میکند. و اینطور بود که «کلمبوس» به منطقه‌ای رسید به نام «مثلث برمودا»، او نوشته که قطب‌نما بد عمل کرده. شب بعد، او یک گوی آتشین بزرگ را میبیند که با اقیانوس برخورد کرده (تصویر 3).

Philip Coppens
او نورهای عجیبی را دیده، شاهد این بوده که پدیده‌های جوّی عجیبی در آنجا اتفاق می‌افتد. بنابراین مسئله این است که داستان «مثلث برمودا» تنها یک اسطوره مدرن یا متمدنانه و استادانه قرن بیست و یکم نیست بلکه به همان قدمتی است که مردم آن منطقه با آن برخورد داشته‌اند.

در حدود 450 سال پس از «کلمبوس»، در 5 دسامبر سال 1945، ارتش ایالات متحده، حیرت‌انگیزترین اتفاق اسرارآمیز را در «مثلث برمودا» تجربه کرد. در ساعت 2:00 بعداز ظهر، پنج بمب‌افکن دریایی آمریکا، از پایگاه دریایی خود در «فورت لادردل»، فلوریدا، طی یک تمرین روتین، به پرواز در آمدند (تصویر 4). اما در مدت کوتاهی پس از آغاز ماموریت دو ساعته، هر پنج هواپیما ناگهان گم شدند. معما پیچیده‌تر شد، وقتی که نیروی دریایی، هواپیمای نجاتی را روانه کرد که آن نیز ناپدید شد. شش هواپیما، همه در پرواز با خلبانهایی با تجربه، به مغاک گمنامی رفتند.

 تصویر 1

 تصویر 2

 تصویر 3

 تصویر 4


Gian J. Quasar
این موضوع همه را به شکلی عجیب مصیبت‌زده کرد. این دیگر دوره تمدن نوین بود، رادار هست، رادیو هست، و با اینحال پنج هواپیما ناپدید میشوند!

Philip Coppens
سوال این هست که: همه اینها کجا رفتند؟ واقعا شبیه به این هست که آنها از واقعیت دنیای ما قاپیده شده‌اند و به جای دیگری رفته‌اند. و البته، اینکه آن «جای دیگر» چه هست، معمای «مثلث برمودا» است.

در طی سالها، چند نفری زنده مانده‌اند تا بتوانند چیزی از این واقعه غیرمعمول بگویند که برای آنها در «مثلث برمودا» اتفاق افتاده. خلبان آمریکایی، «بروس گرنن»، (تصویر 5) یکی از استثناهاست. در1970، (تصویر 6) «گرنن»، به همراه پدرش و یک همکار تجاری، از «باهاماس» به «فلوریدا» در پرواز بودند، وقتی «گرنن» خبر داد که، ابر عجیبی مستقیما به سوی هواپیمای آنها می‌آید (تصویر 7). سپس ، آنگونه که «گرنن» شرح میدهد، ابر، تغییر شکل داده و به یک تونل شبیه به دونات، یا یک گرداب، تبدیل شده (تصویر 8).

Bruce Gernon
تونل در ابتدا خیلی بزرگ بود، اما بعد شروع کرد به کوچک شدن تدریجی. وقتی که من به داخل تونل نفوذ کردم، یک اتفاق باور نکردنی افتاد. خطوطی فرم گرفتند. مثل اینکه به درون یک لوله تفنگ نگاه کنید؛ چون خطوط به آهستگی برخلاف عقربه ساعت میچرخیدند. من با نوعی الکتریسیته برخورد کرده بودم. نوعی چراغ چشمک زن که روشن و خاموش میشد. و تنها چیزی که میتوانستم ببینم یک مه خاکستری زرد عجیب بود (تصویر 9). من آن را «مه الکترونیک» مینامم. متوجه شدم که ابزار هواپیمای من کار نمیکنند و در همان زمان حس کردم که احساس عجیبی دارم.

«گرنن» میگوید که وقتی او بالاخره از تونل خارج شد، با برج مراقبت «میامی» تماس گرفت، اما آنها نمیتوانستند هواپیمای او را بر روی صفحه رادار ببینند.

Bruce Gernon
و بعد، حدود سه دقیقه بعد، مسئول برج مراقبت دوباره وصل شد در .حالیکه به شدت هیجانزده بود. او توانست من را در آسمان «میامی» شناسایی کند و من هیچ نمیتوانستم باور کنم، چون من فقط برای 33 دقیقه پرواز کرده بودم. در حالیکه این زمان باید بیشتر به یک ساعت و سه دقیقه نزدیک باشد.

آیا چنین اختلاف زمان و مکانی، حقیقتا اتفاق می‌افتد؟ و آیا ممکن است که موجودات فضایی هم از چنین دروازه‌ای برای سفر به زمین، استفاده کنند؟ بر اساس «آلبرت آینشتاین» (تصویر 10) در نظریه عمومی «نسبیت»، امکانش هست.

 تصویر 5

 تصویر 6

 تصویر 7

 تصویر 8

 تصویر 9

 تصویر 10


Jason Martell
از طریق قواعد «آینشتاین» و توانایی خم کردن فضا با استفاده از کشش جاذبه، (تصویر 11) خیلی محتمل هست که ادوات موجودات فضایی بتوانند به طریقی، به حد بالای انرژی در مناطقی مثل «مثلث برمودا» برسند، که به آنها اجازه میدهد تا انرژی را قطع کنند. اگر شما بتوانید این کار را انجام دهید، یک خط سرعت و مهار نوعی از اجزاء اضافه، و یا انرژی اکتسابی از این مکانها، ایجاد میشود، برای رساندنتان به جایی که میخواهید بروید.

Michael Bara
اتفاقی که می‌افتد اینست که هر زمان که شما انرژی ذخیره شده‌ای دارید، به خصوص از یک جای بالاتر، یا یک بُعد بالاتر، به صورت چرخشی بیرون می‌آید (تصویر 12). میچرخد و دوران دارد تا به آن انرژی اجازه دهد از دروازه عبور شود. بنابراین به وسیله بعد، انتشار چنین انرژیی به صورت گردابی خواهد بود. پس یک گرداب و یک دروازه عبور، یکی هستند.

به این دلیل که «کرم‌چاله‌ها» (تصویر 13) به صورت تئوریک در جهان پراکنده‌اند، آیا این نوع از دروازه‌های عبور (تصویر 14) میتوانند در مناطق کوچکتری بر روی زمین هم باشند؟ اگر اینطور باشد، آیا لایه‌های الکترومغناطیس، کلید کشف آنها خواهد بود؟

 تصویر 11

 تصویر 12

 تصویر 13

 تصویر 14

 


  ادامه مطلب در صفحه بعد  صفحه بعد







ads



موضوعات مرتبط: بیگانگان باستانی: فصل 2 - قسمت 1 ,
 

 


آخرین مطالب
:: هیتلر خودکشی نکرد (لینک اسناد سازمان سیا در کانال آپارات موجود است)
|ویدیوها|